ماجرای آقوی همساده - ساگامِس(گروه گشنگان)


صفحه ی اصلی ساگامس از مدیر خوشت اومده؟ツ ツلینک های دوستان ツآرشیو ســـاگــامس ツموضوعات پستام کی ساخته این قالبو؟
با سلام خدمت تو بازدیدکننده ی گل! اقا فقط یه درخواست, حتما یه سری به آرشیو بزنین حیفه اون همه پست باحال خونده نشه! با تشکر
ماجرای آقوی همساده
+ | پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢ | ۱:٥٧ ‎ق.ظ | یه پایین شهری | ツحرف دل رفقا ()

آقو ما یه بار تو قرعه کشی بانک 150میلیون تومن برنده شدیم! درحالی که جهان در پی این

خوش شانسی ما در بهت فرو رفته بود یهو یه اتفاقی افتاد که همه چی رو به حالت عادی

برگردوند…عکس ما به عنوان برنده بزرگ این قرعه کشی تو یکی از روزنامه ها چاپ

شد،ملت حالشون از دیدن چهره کریح ما بهم خورد روزنامه خوندنو بیخیال شدن،سرانه

مطالعه در ایران اومد پایین،مسئولین مارو مقصر دونستن 150میلیون جریمه مون

کردن،البته این آخر ماجرا نبود…

ادامه ی داستان تو ادامه مطلب....

 



ظاهراٌ سردبیر روزنامه قرار بود اون روز پول ببره خونه تا زنش بره یه سرویس طلای جدید

بخره که تو مهمونی فردا باهاش چشمای بیتا جونو در بیاره،بیچاره نتونست پول جور کنه

خانومش با ماهیتابه کوبوند تو سرش طرف حافظه ش قاطی کرد از اونموقع تا حالا هر روز که

از خواب پامیشه فکر میکنه همون روز اوله دوباره عکس مارو تو روزنامه ش چاپ میکنه! الآن

18ساله من روزی 150میلیون جریمه میشم! ها ها ها ها ها…من نمیفهمم ملتی که شام

ندارن بخورن سرانه مطالعه به چه دردشون میخوره!؟ خانومای عزیز که وضعیت اقتصادی

موجودو میبینن چرا از شوهراشون توقع بیجا دارن!؟ اصلاٌ آقو من چرا نمیمیرم از این

زندگی خلاص شم!؟

منبع: اینــــــــــــــــــــجا


کلمه های کلیدی: سرگرمی, طنز




---[ design by sajjad.souba ]---